استادم حضرت آیت الله سید حسن ابطحی در شب سه شنبه ۱۱ ذیقعده ۱۴۱۸فرمودند:
روایت دارد کسی که درهای سیر و سلوک بر او بسته شده، یعنی کار می کند و زحمت می کشد
ولی پیشرفت نمی کند، متوسل به حضرت علی بن موسی الرضا (ع) بشود.
مرحوم حاج ملا آقا جان وقتی میدید کسی خوب پیشرفت نمی کند، حالا یا خودش تقصیر داشت و
یا ذاتا اینطور بود و همیشه همان گناهان و همان وضع را داشت و خیلی هم دوست داشت مـوفـق
بشود، به او می گفت: برو به حضرت علی بن موسی الرضا صلوات الله علیه متوسل بشو.
تزکیه ی نفس کنید تا نفستان آرام شود. اینرا بدانید تـا وقتی که صفات رذیله در نفس انسان هست،
محال است که آرامش داشته باشد. یا حسودی می کند، یا بخل می ورزد، یا کینه دارد و یا ضعف
و ترس.
خدایـا، به خاطر علی بن موسی الرضا همه ی ما را از شر نـفس نجـات بـده و بـه همه ی مـا بـه
خاطرعلی بن موسی الرضا نفس مطمئنه مرحمت بفرما.![]()
استادم حضرت آیت الله سید حسن ابطحی در شب پنج شنبه ۲۲ شعبان ۱۴۱۷ فرمودند:
حقیقت ماه رمضان را باید شناخت. در این ماه خـدا ما را مهـمان می کند. شایـد بگوئید ایـن چه
مهمانی است که می گوید غذا نخور؟ اسب زیر پایت را مهمان نمی کنند. تو را مهمان می کنند.
یک روز با مرحوم حاج ملا آقا جان به یک مهـمانی رفتیم. میزبان مفصل زحمت کـشیده بود و
غذا درست کرده بود. ولی افرادی در آن مجلس بودند که زمینه ی اینکه ایشان چند کلمه حرف
اخلاقی بزند یا بشنود و یک استفاده ی معنوی از مجلس برده شود، وجود نداشت. مرحوم حاج
ملا آقا جان موقع خداحافظی به میـزبان فرمود: شما الاغ ما را خوب سیر کردی و خوب کاه و
جو دادی ولی خودمان داریم گرسنه بیرون می رویم.
ماه رمضان ماه پذیرایی از شما است نه از الاغ شما. نمی گویم به الاغت کاه و جو نده، بده اما
فکر نکن این چطور مهمانی است که می گویند غذا نخور.
استادم حضرت آیت الله سید حسن ابطحی در شب دو شنبه ۶ رمضان ۱۴۱۵ فرمودند:
اللهم ارنا الاشیاء کما هی. خدایا اشیاء را همانطور که هست به من نشان بده.
هر موجودی یک ملکی دارد و یک ملکـوتی. ملک همان است که با حـواس ظاهـری احساس
می کنیم. بعضی از همین ملک بیرون نمی روند. حتی فلاسفه ای که ممالکی را تحت نفوذشان
قرار داده اند، می گویند: آنچه را که محسوسمان نباشد قبـول نـداریـم. چون آنهـا خیـلی دور از
انسانیت هستند. گر چه اسم و رسم زیادی دارند اما با وجدانیات و حتی محسوسات مخالف اند.
به قول الکسیس کارل آنقدر معجزات درعالم زیاد است که هر کس منکر آن شود دیوانه است.
اعم از رویاهای صادقه و کراماتی که در حرم امامها و امام زاده ها انجام می شود. منکراینها
مثل کسی است که خورشید را منکر می شود.
بعضی از علماء گفته اند که کتاب پرواز روح را شاید بـعضی نتوانند هضم کنند. گفتم: اگر این
اعتراض به این کتاب باشد بالاترش قرآن است که خدا نه تنها برای ما بلکه برای مردم جاهلیت
فرموده. مثلا در سوره ی بقره که دم گاو را به کشته زدند و زنده شد و شهادت داد یا اینکه
حضرت عیسی بدون پدر متولد شد.
آیا معجزات حضرت موسی و مرده زنده کردن حضرت عیسی و یا قضیه ی صد سال مردن
حضرت عزیر و الاغش و زنده شدنشان و یا قضیه ی ابرهه و لشکرش که سوار فیل شدند و
با پرندگان ابابیل از پا در آمدند قابل هضم تر است یا مطالب این کتاب؟ می گویید آن کار خدا
بوده. مگر ما گفته ایم که کرامات اولیاء خدا کار غیر خدا است؟
همه ی کرامات و معجزات کار خداست و خدا به این وسیله بندگانش را اکرام می کند.
آیا جریان کربلایی کاظم که یکـدفعه حافظ قرآن شد طوری که اگر هزار سال به یک فرد
خوش حافظه وقت بدهند نمی تواند قرآن را اینطور حفظ شود که مثلا قرآن را از کلمه ی
آخر تا اول قرآن بخواند قابل هضم تر است؟
من در کتاب پرواز روح حتی ده درصد از کرامات مرحوم حاج ملا آقا جان را ننوشته ام.
چون واقعا بعضی افراد نمی توانند هضم کنند. در این کتاب تازه یک سری مسائل ساده را
نوشته ام باز هم اعتراض می کنند که قابل هضم نیست.
استادم حضرت آیت الله سید حسن ابطحی در شب شنبه ۱۱ محرم ۱۴۱۶ فرمودند:
آقا امام زمان ارواحنا فداه به ما محبت می کنند و ما با عدم تزکیه ی نفس به آقا دشمنی می کنیم.
خدا نیامرزد کسانی را که سد عن سبیل الله می کنند و می گویند: تـزکـیـه ی نـفس واجب نیست.
اگر فقط انجام واجبات و ترک محرمات باشد که حیوانات همه تزکیه ی نفس کرده اند. بر الاغ
واجب است که بار بکشد و گوشت نخورد. او هم انجام می دهد.
دلت را پاک کن! دلی که با حضرت ارتباط داشته باشد. به من می گویند: ایـنـقـدر از امـام زمـان
حرف زدن ریا است. اگر بخواهیم ریا کنیم که خیلی بهتر بلدیم. آنقدر خواب و مکاشفه و مشاهده
بلدیم که حساب ندارد. پدرم از بچگی مرا تعلیم داده که فقط یک نفر را بشناسم.
نیست در لوح دلم جز الف قامت یار چه کنم حرف دگر یاد نداد استادم
مرحوم حاج ملا آقا جان می فرمود: بگذار مردم بگویند این دیوانه است و احترامت نکنند ولی نام
امام زمانت را فراموش نکن.
خدایا ما را آنی و کمتر از آنی از ذکر و یاد و گفتن از حضرت غافل مفرما.
استادم حضرت آیت الله سید حسن ابطحی در شب یکشنبه ۱۴ جمادی الاول ۱۴۱۹ فرمودند:
خدای تعالی درمورد صفات "عباد الرحمن" در قرآن می فرماید:
"و اذا خاطبهم الجاهلون قالوا سلاما و اذا مّروا باللغو مروا کراما."
باید از جانب بندگان خدای مهربان به افراد جاهل سلامتی برسد و با هیچکس درگیر نشوند.
اخیرا شخصی به مرحوم حاج ملا آقا جان جسارت کرده بود. من به او چیزی نگفتم بلکه باید به
او می گفتم: سلامـا. چون او جاهل بود و جاهل غیر از معاند و مریـض است. ایشان که چهل و
چند سال از دنیا رفته و هر چه بوده، یک دنیا فضیلت بوده. به خدا قسم حتـی الآن روح مقدسش
دارد فعالیت می کند و جمعی را هدایت می کند و از آن ارواح معیـن هست و خیـلی از شما این
مسئله را تصدیق می کنید.
به نظر من آن شخص بیشتر به خودش صدمـه زده تا آن مرحوم. چون اولا پیـغمبـر اکـرم (ص)
فرمود: "المومن لایکون فحّاشا و لاسبّابا"، ثانیا فرموده اند: "اذکروا امواتکم بالخیر". مرده هایتان
را به خوبی یاد کنید.
مومن کسی است که مردم از دست و زبان او در امان باشند تا چه رسد به اینـکه یک عده افراد
پاک از او در امان نباشند.
استادم حضرت آیت الله سید حسن ابطحی در شب سه شنبه ۱۷ رمضان ۱۴۱۹ فرمودند:
در یکی از شبهای گرم تابستان که با مرحوم حاج ملا آقا جان بر روی پشت بام کاهگلی منزلمان
می نشستیم و از محضر ایشان استفاده می کردیم، در حالی که آن بزرگوار در باره ی موضوع
دیگری صحبت می کردند، یکدفعه رو به آقای هاشمی نژاد کردند و فرمودند:
روایت "الآبـاء ثـلاثـة" در فلان جای کتاب در فلان محل نوشته شده. ایشان خیلی تکان خورد و
گفت: من الآن درذهنم آمـد که بعد از تمام شدن حرفهای حـاج آقا، از ایشان این روایت "الآبـاء
ثـلاثـة" را بپرسم. ولی ایشان در همان لحظه صحبت خود را قطع کردند و جوابم را فرمودند.
(روایت از این قرار است: الآباء ثلاثة. اب علـّمک، اب زوجک، اب ولـّدک.
پدر سه تا است. اول پدری که به تو چیزی یاد داده، دوم پدری که به تو همسر داده و سوم پدری
که تو را متولد کرده.)
استادم حضرت آیت الله ابطحی در شب جمعه ۲ رجب ۱۴۱۹ فرمودند:
یکی از جوانها به حاج ملا آقا جان گفت: من خیلی دلم می خواهد که به کمال برسم. حاج ملا آقا
جان گفتند: برو به مادرت خدمت کن تا به کمال برسی. گفت: آخر او در تـبریز است. گـفتند: برو
آنجا، محل زندگیت را عوض کن.
این شخص که وضع مالی خوبی هم نداشت وقتی به آنجا رفت وضع مالیش خیلی خوب شد.
دنیا و آخرت برایتان درست می شود! پدر یا مادرهر چقدر بداخلاقتر باشند بهتر است. نه برای
خودشان بلکه برای شما. هر چه اخلاق آنها تندتر باشد، اجر شما بیشتر است.
شخصی نقل می کرد: اخلاق مادرم تند بود. من از بازار برای او خرید می کردم و او با دمپایی
دنبال من می کرد که مرا کـتک بزند. من طوری رفـتارمی کردم که وقتی دنبال من می کند، نه
خسته شود و نه اینکه به من نرسد و نه اینکه متوجه بشود که من سرعـتم را کـم کرده ام که او
بتواند مرا کتک بزند.
استادم حضرت آیت الله ابطحی در شب ۱۳ جب ۱۴۲۰ فرمودند:
مرحوم حاج ملا آقا جان دفتری داشتند که در آن نوشته بودند: صبح سیزدهم ماه رجب نماز علی
ابن ابیطالب (ع) را خواندم. در قنوت نماز جمال امیر المومنین (ع) را دیدم. (حالا طرز ملاقات
چطور بوده، آنهایی که اهلش هستند می فهمند.) حضرت ۱۲ عـیـدی به ایشان عنـایت کرده بودند
به نام ۱۲ امام با صفاتی که هر یک از ائـمه (ع) به مناسبت زمانشان شنـاخته شده اند. روایـات
متعددی از رسول اکرم (ص) نقل شده که خدا به من ۱۲ جانشین داده که در علم و عصمت با من
مساوی هستند. حالا اینکه یکی از ائمه شده کاظم و یکی صادق و یکی سجاد، برای این است که
زمانشان ایجاب می کرده ایـن صفت و ایـن حالت را بیشتر اظهـار کنند. من نمی خواهم بگویـم
مرحوم حاج ملا آقا جان همه ی صفات بارز ائمه را داشتند. نه، فرض کنید از آن اقیانوس بی ـ
نهایت یک قطره به او داده اند. همانطور که از علم کتاب به اندازه ی تر شدن بال مگس از آب
اقیانوس از علم کتاب دادند و آن قدرت را پیدا کرد که "تخت بلقیس" را از شش ماه راه با یک
چشم بر هم زدن به خدمت حضرت سلیمان (ع) می رساند. به اندازه ی همان سرسوزنش اینقدر
اهمیت دارد.
یک چنین فردی به رغم کسانی که نمی توانند ببینند، قبرش کرامت دارد و حاجت می دهد.
استادم حضرت آیت الله ابطحی در شب چهارشنبه ۲ محرم ۱۴۱۹ فرمودند:
در تورات و انجیل و قرآن هست که حضرت بقیة الله ارواحنا فداه ناگهانی می آیند. یأتی بغتتا.
باید لااقل انسان از نظر روحی آماده باشد.
مرحوم حاج ملا آقا جان فرمودند: از خانه آمدم بیرون. گفتند: برو کربلا. گفتم: زن و بچه ام را
چکار کنم؟ گفتند: مگر تو در راه ما زن و بچه داری؟ گفتم: نه! گفتند: پس برو.
معنای یـقـظـه ایـن است. انسان در مقابل زن و بچه وظایفی دارد. ولی باید تمام دلبستگی ها و
وابستگی ها را در مقابل حضرت بقیة الله از بین ببرد.
حالا شما ادای ایشان را درنیاورید که یکوقت خیال کنید کسی به شما می گوید: اینکار را بکن.
به ما ممکن است شیطان بگوید. تا انسان آنطور ممسوس در ذات خدا نشود، تا آنطور بنده ی
خدا نشود که شیطان به او کاری نداشته باشد، و شیطان نتواند و قدرت نداشته باشد که بر او
مسلط شود، تا آنوقت شیطان هست. ولی خودت را آماده بکن.
استادم حضرت آیت الله سید حسن ابطحی در شب پنج شنبه ۲۳ رجب ۱۴۱۷ فرمودند:
۴۰ سال قبل در چنین روزی مرحوم استادمان از دنیــا رفت. ایشان به جـایـی
رسیده بود که در حالی که با دوستش در بازار زنجان حرکت می کرد، گـفت:
مثل اینکه مرگ دارد عقب سر من می آید. رفت کناری نشـسـت، پایـش را به
طرف قبله دراز کرد و همان جا از دنیا رفت.
من همیشه بـه فـکرش هستـم و شمـا همـیشه سر سفره ی احسـان او نشسته اید
و نیازی نیست که شب وفاتش از او یاد کنم.
یاد او کی از قلب ما رفته که حالا بخواهد تجدید بشود؟ من الآن ۲۲ کـتـاب در
بازار دارم ولی تنها کتابی که خیلی روی اشخاص اثر می گذارد، کتاب پرواز
روح است که مربوط به قلم من و طرز نوشتنم نیست. فقـط و فقط مربـوط بـه
روح پـرفـتـوح مـردی است که بوسیله ی نـام او باید یک عده از خواب غفلت
بیدار شوند. ایـن کتاب مکـرر چـاپ شـده و تا به حـال هر چه هم خـواسته اند
که آن را از بین ببرند، نشده است.
او ولیی از اولیاء خدا بود و کمتر مـثل او مـربی آگاهی دیده ام. غـالـبا ذکـرش
"یا تـواب" و "اتـوب الی الله" بود. انسان باید همیشه متوجه باشد که دارد بــه
سوی خدا می رود و مبـادا انحراف پیدا کند. چرا که اگر یک لـحظه فکرش از
حرکت در جاده انحراف پیدا کند سقوط می کند.

